ندای یک بسیجی عاشق

ندای یک بسیجی عاشق 313135


زاهدی مهمان پادشاه شد، چون به ط......

به نقل از "ندای یک بسیجی": زاهدی مهمان پادشاه شد، چون به طعام بنشستند کمتر از آن خورد که ارادت او بود و چون به نماز برخاستند بیش از آن کرد که عادت او تا ظن صلاحیت در حق او زیادت کنند.

 

چون به مقام خویش آمد سفره خواست تا تناولی کند. پسری صاحب فراست داشت گفت : ای پدر باری به مجلس سلطان در طعام نخوردی؟ گفت : در نظر ایشان چیزی نخوردم که بکار آید . گفت : نماز را هم قضا کن که چیزی نکردی که بکار آید.





طبقه بندی: داستان و حکایت،
برچسب ها:حکایت نماز قضا، نماز قضا، نماز، قضا، klhc،

[ چهارشنبه 1393/09/26 ] [ 135 313 ]

[ نظرات() ]


پشتیبانی

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic